
مرده شورها از زندهها میترسند!
سوار بر اتومبیل خود هستید. همراه خانواده در مسیر جادهای حرکت میکنید که دوست دارید هر چه سریعتر به مقصدی که آغاز راه معین کردهاید برسید. علائم و هشدارهای راهنمایی و رانندگی کمک شایانی به شما میکند تا از وضع و اوضاع راه و جاده تا حدودی مطلع گردید و سالم و سلامت راه را پیموده به مقصد برسید.

شما دوست گرامی که قرار است چند دقیقهای همراه این مقاله باشید حتماً واقف و معتقد به این موضوع هستید که حرکت در مسیر جاده زندگی پیچ و خمهای زیادی دارد. تا به این سن و سال که رسیدید انشا الله با چنگ به ریسمان قرآن و اهلالبیت علیهم والسلام خوب دانسته باشید پیچ و خمهایی که یکی پس از دیگری در مسیر زندگی جلوی چشمانتان نمایان میشود را چگونه پشت سر بگذارید. همه ما به خوبی میدانیم خطرات و احتمالات پیش بینی شده و پیش بینی نشده زیادی در مسیر زندگی ما وجود دارد که هر لحظه میتواند فرمان کنترلی ما را منحرف نماید.
یکی از احتمالات حتمی و ناگریز پیش پای بشری که در مسیر زیستن، نفس نفسزنان حرکت میکند، مرگ است. واقعیت آن است که بشر همواره از این پدیده غیر قابل انکار هراسان است. مرگ را پایان میداند در حالی که به تولد خود نمیاندیشد. مرگ را پایان زندگیای میداند که با هر قیمتی قصد کوتاه کردنش را داشته است. مرگ را کابوسی برای رویای زندگیای میداند که خداوند کردگار این موهبت را برای بشر ارزانی داشت تا انسان به رشد و تعالی برسد. امام سجاد علیهالسلام در بخشی از صحیفه سجادیه میفرمایند: و از اعمال شایسته چندان نصیب ما کن که از دیر شدن بازگشت سوى تو اندیش ناک شویم و لقاى تو را هر چه زودتر طالب باشیم. به اجل دل بندیم و با مرگ الفت گیریم و مشتاق آن شویم و مانند خویشان نزدیک قرب او را خواهیم. (فرازی از دعای 40 صحیفه سجادیه)
مرده شوی ها آنقدر که از زندهها میترسند از مردهها نمیترسند! سوال کن. همین جواب را از ایشان خواهی شنید؛ و به راستی چرا زندهها ترسناکتر از مردهها هستند؟ مردهها انسانهایی هستند که قالب تهی کرده و دیگر هیچ کاری از دستشان بر نمیآید. انسانهایی با آرزوهای طول و دراز که گهگاهی خود را بی نیاز می بینند از راز و نیاز با خالقی که موهبت زندگی را به ایشان عنایت کرده است.
متأسفانه تاریخ بشریت این را نشان داده است که انسانها همواره به وسوسههای شیطانی گوش جان سپردهاند تا به نواهای ربانی که انسان را به ابدیت و جاودانگی دعوت کرده است، جنگها و بی عدالتیها و ظلم و ستم و استبداد و استعمار و ستیز بر سر خواستههای نفسانی خود دلیلی ننگ به بر این مدعاست.
خداوند متعال برای هدایت انسان قوه تعقل قرار داد تا با تشخیص عقل در پیچ و خم مسیر جادهی زندگی درمانده نشود و به خوبی تصمیم درست اتخاذ کند و راه را پیدا کند. پیامبران را پیام آور برای بشر فرستاد تا او را دعوت به درستی و حقیقت جویی نماید؛ و در پی جستجوی حقیقت، تفکر بشر عبادت شد: آنجایی که به تفکر بنشیند که از کجا آمدهاید و به کجا میروید و آمدنتان بهر چه بود؟! امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرمایند: با تفکر دل خود را بیدار ساز. (اصول کافی، ج 3، ص 91)
مرگ را کسانی پایان زندگی میدانند که تا به حال به این فکر نکرده اند که مرگ آغاز زندگی جاودانه است. زندگیای که خداوند رحمان و رحیم وعده و وعید کرده است. اگر در امتحان الهی روسفید آییم زندگی جاودانهای خواهیم داشت. انشا الله در بهشتی زیبا و برین آن طور که لایق مخلوقات خوب خداست؛ ورنه خود قضاوت کن که زندگی جاودانهی بهشتی لیاقت انسانهایی است که از روی دنیا پرستی و هوای نفس خود، انسانهای زیادی را به ناحق و بی عدالتی و ظلم و ستم رنجاندهاند؟ امام حسین علیهالسلام میفرمایند: اگر مردم تعقل میکردند و مرگ را تصور میکردند، دنیا ویرانه مىشد. (خردگرایى: ص 334، ح 1094)
بشر همواره در مقابل خود و خدای خود و دیگران و محیط زیستش وظایفی به گردن داشته است. در این ماه که ماه میهمانی خداست با دیدهی دل بنگریم در کجای انجام وظیفهی خود کوتاهی کردهایم؟ بیشتر بکوشیم و بیشتر بیاندیشیم و بدانیم که خدای تبارک و تعالی بی نیاز است و ماییم سرشار از نیاز عبودیت، از این رو تکالیفی که ما به گردن داریم در نهایت به نفع خود و جامعهی خودمان است ورنه خدا توانا و بی نیاز است.

در اجتماع خود بنگرید حتماً افرادی را دیدهاید که سیگار سیگار دود مینمایند و وقتی با وی هم کلام میشوید تا از مضرات سیگار آگاهشان نمایید، اظهار میدارند اگر هم ضرری هست متوجه ی ماست. اینجا همان کوتاهی انجام تکلیف است که بشر در حق خود روا میدارد و اکنون جای این سوال است که از خود بپرسیم چه کوتاهیهایی در مقابل خود داشتهایم!؟ وقتمان را، جسممان را، جوانیمان را، علممان و عمرمان را در چه راهی گذراندهایم و به راستی که وعده و وعید خداوند کردگار راست است روزی که ما در مقابل داشتههایمان مورد سوال واقع میشویم. امام باقر علیهالسلام میفرمایند: خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی میکند. (اصول کافی – جلد 1- صفحه 12)
اگر تکالیفمان را در مقابل خود به نحوه احسن انجام دهیم مسلماً رفتارهای درستی از ما سر میزند و متقابلاً رفتارهای شایستهای هم از دیگران میبینیم. ما در مقابل دیگران نیز تکالیفی به گردن داریم. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرمایند: اگر تمام دنیا و مافیها را به من بدهند که پوست جوی از دهان مورچهای جابرانه و برخلاف عدالت بگیرم، هرگز نمیپذیرم. (نهجالبلاغه، خطبهی 215)
در بحث انجام تکلیف در مقابل دیگران موظفیم. وقتی امیرالمؤمنین علیهالسلام در مقابل یک مورچه اینگونه میفرمایند ما در مقابل حق دیگران چه میکنیم؟ امروز بیش از هر روز دیگری به تأمل بنشینیم که رفتارهایی که در مقابل دیگران در اجتماعمان انجام میدهیم آیا در خور خلق الله هست! به هر قیمتی حق دیگران را ندید گرفتن و درآمد کسب کردن! در غیاب دیگری بدگویی کردن! در حق یکدیگر ظلم روا داشتن! تهمت زدن! بی انصافی! وقت دیگران را بیهوده هدر کردن! برای دیگران اسباب آزار و اذیت و زحمت فراهم کردن! آرامش و نظم اجتماع را برهم زدن! وسایل و منابع مربوط به بیتالمال را که دارایی همهی افراد جامعه است را به نفع خود مصادره کردن! حقوق دیگران را نادیده گرفتن! چشم به مال و اموال دیگران به طمع دوختن و خیانت در امانت کردن! بی بند و بار و بی حجاب حضور در مقابل دیگران و وسوسه کردن و خلاصه کلام، تکالیفی هست که ما در مقابل دیگران موظف به رعایتش هستیم و باید بدانیم.
حال تصور کنید دنیایی را که همه تکالیف خود را در مقابل خالق خود و خود و خلق خدا و محیط زیستشان به نحوهی شایسته انجام میدادند در این صورت یقیناً اجتماع انسانی همانند بوم نقاشی زیبایی بود از حضور آفریدههای خدا.
من یک مرده شور می باشم که ان شاالله در آینده تجارب خودم را در اختیار شما عزیزان قرار میدهم.......
شیوه قضاوت حضرت مهدی(عج)

امروزه با پیشرفت کامل صنایع، وسایلی در اختیار بشر قرار گرفته است که با آن به خوبی می تواند در مورد لزوم، حرکات همه مردم را تحت کنترل قرار دهد و هر حرکت ناموزون و نابجایی را که به فساد و تجاوز منتهی شود، زیر نظر بگیرد. علائم و آثاری را که مجرمان در محلّ جرم باقی می گذارند، شناسایی و از آن ها عکسبرداری، صدای آن ها را ضبط کند و آن ها را به خوبی تجزیه و تحلیل نماید. اما در عصر آن مصلح بزرگ جهان، آموزش های اخلاقی با وسایل ارتباط جمعی بسیار پیشرفته، آن چنان گسترش می یابد که اکثریت مردم جهان را برای یک زندگی صحیح انسانی و آمیخته با پاکی و عدالت اجتماعی آماده می سازد. ولی از آن جا که انسان آزاد آفریده شده و در تصمیم ها و اعمال خویش از اصل جبر پیروی نمی کند، ممکن است خواه ناخواه افرادی ـ هر چند انگشت شمار ـ در هر اجتماع صالحی پیدا شوند که از آزادی خود سوء استفاده کنند و از آن برای وصول به مقاصد شوم خود بهره گیرند. به همین دلیل جامعه باید به یک دستگاه قضایی سالم و کاملاً آگاه و مسلّط، مجهّز باشد تا حقوق مردم به آن ها برگردانده شود و ستمگر به جزای خود برسد.
با اجرای عدالت اجتماعی و تقسیم عادلانه ثروت، ریشه بسیاری از مفاسد اجتماعی که از کشمکش بر سر اندوختن ثروت و استثمار طبقات ضعیف، حیله و تزویر و انواع تقلّب ها، دروغ، خیانت و جنایت برای در آمد بیشتر سرچشمه می گیرد، برچیده می شود. مفاسدی که به عنوان سرچشمه و ریشه بسیاری از جرایم و جنایات مطرح اند، با از میان رفتن ریشه اصلی، شاخ و برگ ها خود به خود می خشکند.
وجود یک دستگاه قضایی بیدار و آگاه با ابراز مراقبت دقیق که نه مجرمان بتوانند از چنگ آن فرار کنند و نه ستمگران از عدالت سر باز زنند، نیز عامل مؤثری در کاهش میزان فساد، گناه و سرپیچی از قانون است.
شیوه داوری حضرت در روایات
نیم نگاهی به روایات گوناگونی که درباره سیره قضایی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سخن پرداخته اند، بیانگر شیوه منحصر به فردای از اجرای عدالت قضایی در جهان است که تا کنون هیچ یک از انبیا و اولیای الهی موفق به اجرای آن نشده اند و تنها امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که به اذن و اراده الهی می تواند آن را در زمین جاری کند.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «اذا قامَ القائِمُ حَکَمَ بِالعَدلَ وَ ارتَفَعَ فی اَیامِهِ الجَورُ وَ اَمَنَت بِهِ السُّبُلُ وَ اَخرَجَتِ الأَرضُ بَرَکاتِها وَرَدَّ کُلَّ حَقٍّ اِلی اَهلِهِ... وَ حَکَمَ بَینَ النّاسِ بِحُکمِ داوُد وَ حُکْمِ مُحَمَّدٍ...؛ وقتی که قائم قیام کند، داوری را بر اساس عدالت قرار می دهد و ظلم و جور در دوران او برچیده می شود و جادهها در پرتو وجودش امن و امان می گردد و زمین برکاتش را خارج می سازد و حق هر کس را به او بر میگ رداند، و در بین مردم همانند داود و محمد داوری می کند... ».1
امام باقر علیه السلام نیز شیده داوری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را این گونه توصیف می کند: « اِنَّما سُمِّی المَهدِی لاِءنَّهُ یهدی اِلی اَمرٍ خَفی حَتّی اَنَّهُ یبعَثُ اِلی رَجُلٍ لایعلَمُ النّاسُ لَهُ ذَنبٌ فَیقتُلُهُ حَتّی اَنَّ اَحَدَکُمْ یتَکَلَّمَ فی بَیتِهِ فَیخافُ اَنْ یشهَدَ عَلَیه الجدارُ؛ حضرت امامِ عصر، به این جهت مهدی نامیده شده است که به امور مخفی و پنهان هدایت می شود، تا جایی که گاه به سراغ مردی می فرستد (و او را) به قتل می رساند که مردم او را بیگناه می دانند، (زیرا از گناه پنهانی او همانند قتل نفس که موجب قصاص است، آگاه می باشد تا آن جا که بعضی ها هنگامی که در خانه خود سخن می گویند، می ترسند دیوار بر ضد آن ها شهادت دهد (و از کارهای خلاف و توطئه آنان امام را با خبر سازد)».2
در حدیث دیگری که هم از امام صادق و هم از امام کاظم علیهما السلام نقل شده است، می خوانیم: «لَوْقَد قامَ القائمُ لَحَکَمَ بِثَلاثٍ لَم یحکُمْ بِها اَحَدٌ قَبلَهُ: یقتُلُ الشَّیخَ الزّانی وَ یقتُلُ مانِعَ الزَّکاتِ وَ یوَرِّثُ الأَخُ اَخاهُ فِی الأَظِلَّةِ؛ هرگاه قائم قیام کند، سه حکم خواهد کرد که احدی پیش از او نکرده است (و آن ها عبارتند از): پیر زناکار و مانع الزکات را می کشد و به برادرانی که در عالم اشباه و ارواح (عالم ذر) برادر بودند (نه برادر صلبی) ارث می دهد».3
در روایات بسیاری وارد شده است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ذریه ها و نواده های قاتلان سیدالشهداء علیه السلام را به خاطر رضایت به کار پدران می کشد. امام صادق علیه السلام می فرماید: «اِذا خَرَجَ القائِمُ قَتَلَ ذراری قَتَلَةِ الحُسین(ع) بِفِعالِ آبائِها...».4
یکی از کارهای آن حضرت، اجرای حدود بر مردگان است؛ یعنی حکم حضرت این است که اگر کسی حدی بر عهده داشت و حد اجرا نشده بود، در هنگام ظهور و رجعت آنان، حد را جاری می کند؛ چنان که درباره حُمیراء چنین می کند به خاطر افترایی که به امّ ابراهیم زوجه صالحه رسول خدا صلی الله علیه و آله زده بود. امام باقر علیه السلام فرمود: « اَما لَو قامَ

قائِمُنا لَقَدْ رُدَّت اِلیهِ الحُمیراء حَتّی یجَلِّد الحَدّ وَحَتّی ینتَقِمَ لاِنتیه مُحَمَّدٍ فاطِمَه، مِنها، قُلتُ: جُعِلتُ فَداک وَلِمَ یجَلِّدُها الحَدَّ؟ قالَ: لِفریتَها عَلی اُمِّ ابراهیم، قُلتُ: فکیفَ اَخَّرَهُ اللّه لِلقائِمِ؟ فقالَ لَهُ اِنَّ اللّه تبارک و تعالی بَعَثَ مُحمّدً رَحمَةً وَبَعَثَ القائِمَ نِقمَةً؛ آگاه باشید اگر قائم ما قیام کند، حمیراء برای او برگردانده خواهد شد تا اینکه او را تازیانه حد زند و برای فاطمه دختر پیامبر از او انتقام بگیرد. راوی میگوید عرض کردم فدای تو شوم، تازیانه حد برای چه؟ فرمود: برای افترایی که بر مادر ابراهیم فرزند پیامبر زد. گفتم: پس چرا حد او تا قیام قائم به تأخیر افتاده است؟ فرمود: برای این که خداوند محمّد را رحمت فرستاده و قائم را نقمت».5
در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام می خوانیم: « اِذا قامَ قائمٌ آلِ محمّدٍ حَکَمَ بِحکمِ داوُد وَسُلَیمان لایسئَلُ النّاسَ بَینةً؛ وقتی قائم آل محمد قیام کند به حکم داود و سلیمان حکم میکند و از مردم گواه نمیخواهد».6
در روایت دیگری از امام باقر علیه السلام می خوانیم: « یقضِی القائِمُ بِقَضایا ینکِرُها بَعَضُ اَصحابِهِ مِمَّن قَدْ ضَرَبَ قُدّامَهُ بِالسَّیفِ وَهُوَ قَضاءُ آدَمَ فَیقَدِّمُهُمْ فَیضرِبُ اَعناقَهُمْ، ثُمَّ یقضِی الثّانِیةَ فَینکِرُها قَوْمٌ آخَروُنَ مِمَّنْ قَدْ ضَرَبَ قُدامَهُ بِالسَّیفِ وَهُوَ قَضاءُ داوُدفَیقَدِّمُهُمْ فیضربُ اَعناقَهُمْ ثُمَّ یقضِی الثّالِثَةَ فَینکِرُها قَومٌ آخَروُنَ مِمَّن قَدْ ضَرَبَ قُدّامَهُ بِالسَّیفِ وَهُوَ قَضاءُ اِبراهیم فَیقَدِّمُهُمْ فَیضرِبُ اَعناقَهُم، ثُمَّ یقضی الرّابِعَةَ وَهُوَ قَضاءُ مُحمَّدٍ فَلا ینکِرُها اَحَدٌ عَلَیه؛ قائم به گونهای قضاوت میکند که بعضی از اصحاب او همانهایی که در جلو او شمشیر زدهاند، آن قضاوتها را نادرست میشمارند و مورد انکار قرار میدهند. و آن قضاوت آدم است؛ پس گردن آنان را میزند. باز در مرتبه دیگر قضاوت میکند به قضاوتهایی که آن را جمع دیگر از کسانی که در جلو حضرت شمشیر زدهاند انکار میکنند و آن را منکر میشمارند، و آن قضاوت داود است؛ پس گردن ایشان را هم میزند. بار سوم به قضایای دیگری به سبک و روش ابراهیم قضاوت میکند؛ این بار نیز جمعی دیگر از کسانی که در جلو او شمشیر زدهاند (آن را) نادرست (و خلاف شرع) میشمارند و بر وی انکار میکنند، پس گردن ایشان را نیز میزند. بار چهارم به قضاوتهای محمد قضاوت میکند، هیچ کس بر وی انکار نمیکند».7
امام صادق علیه السلام در حدیثی شیوه قضاوت یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را این گونه توصیف می کند: « اِذا قامَ القائِمُ بَعَثَ فی اَقالیمِ الأَرضِ فی کُلّ اِقلیمٍ رَجُلاً یقُولُ عَهدَکَ فی کَفِّکَ فَاِذا وَرَدَ عَلَیکَ مالا تَفهَمُهُ وَلاتَعرِفُ القَضاءَ فیهِ، فَانظُر اِلی کَفِّکَ وَاعمَل بِما فیها؛ هرگاه قائم قیام کند، در هر اقلیمی از اقالیم زمین مردی را بفرستد و بگوید عهد تو در کف دست تو است، هرگاه بر تو وارد شود [کسی و تو] چیزی را نفهمی و قضاوت آن را ندانی، به کف [دست] خود نظر کن و به آن چه در وی است عمل نما».8
امام باقر علیه السلام نیز شیوه قضاوت آنان را این گونه بیان می کند: «...ثُمَّ یرجِعُ اِلَی الکُوفَة فَیبْعَثُ الثَلاثَ مِأةَ وَالبَضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً اِلَی الأفاقِ کُلِّها فَیمْسَحُ بَینَ اَکتافِهِم وَعَلی صُدوُرِهِم فَلا یتَعایونَ فی قَضاءٍ...؛ پس از آن که مهدی به کوفه بازگشت و در آن جا مستقر شد، بیش از سیصد و ده نفر را به اطراف عالم (برای حکمروانی و اجرای احکام الهی) میفرستد و در هنگام فرستادنِ آنها، شانهها و سینههای آنها را با دست مبارک مسح میکند. پس آنان در هیچ حکمی و قضایی عاجز نمیمانند (قضا و داوری در هر امر مشکلی برای آنان آسان خواهد بود)».9
عدالت از اصول مهم و از تعالیم اساسی و اهداف بزرگ اسلام است، تعالیمی که قرآن مجید و احادیث معتبر، با تأکید و صراحت همکاران به اجرای آن در تمام زمینه های زندگی به آن مأمور متعهد ساخته است. پیامبران الهی همگان در مأموریت آسمانی خود، خواهان برپا داشتن عدل در بین تمام انسان های جهان بوده اند و می خواستند مردم را به گونه ای تربیت کنند که آنان خود قسط و عدل را بپا دارند، ولی هیچ یک از انبیا و اولیای الهی در این مأموریت خطیر، به طور کامل موفق نبودند.
تنها کسی که می تواند با موفقیت تمام عدالت را برقرار کند، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
اجرای عدالت در زمان آن حضرت منحصر به روابط اجتماعی منحصر نیست؛ بلکه اصول عدالت در تمام زمینه های کلی و جزیی به طور شگفت آوری اجرا می شود. در حدیث می خوانیم وقتی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیاید، نه تنها جوامع بشری و آبادی ها؛ بلکه همه زمین را پر از عدل و داد نماید؛ تا جایی که قطره ای آب، از چشمه ساری به هدر نرود و میوه ای از درختی به ستم یا اسراف چیده نشود. او همه مکان ها و همه زمان ها را پر از عدالت می کند؛ آبادی ها، هامون ها، دشت ها، درّه ها، جنگل ها، کوهساران، بامدادان و غروب ها و...10 را از عدل و داد پر می کند، همانند سرما و گرما وارد خانه ها می شود؛ یعنی همان گونه که گرما و سرما خود به خود، وارد خانه ها می شود و همه جای آن را پر می کند و روی همه چیز اثر می گذارد، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز دادگری و عدل خویش را، این چنین به درون زندگی ها می برد و نفوذ می هد و می گستراند. همه چیز در عدل و داد فرو می رود و جوهر عدل و داد می پذیرد.

در حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سخن گویان نخستین مرحله دولت او در مکه فریاد می زنند: « هر کس نماز فریضه خود را در کنار حجرالأسود و محل طواف خوانده است و می خواهد نافله بخواند، به کناری رود و آن کس که می خواهد نماز واجب خود را بخواند، بیاید و بخواند تا حق کسی ضایع نشود»11 ؛یعنی تا این حد حقوق مردم مراعات می شود. بنابراین، در داوری و حکومت او به اندازه سوزنی به کسی ستم نمی شود و هر کس به حق خود می رسد.
در عصر ظهور، با پیشرفت علوم، فناوری و تکنیک و صنعت، وسایل کشف جرم آن قدر کامل می شود که کمتر مجرمی می تواند ردپایی که با آن شناخته شود، از خود به جا نگذارد. به دلیل مراقبت شدیدی که در عصر حکومت او اعمال می شود، مجرمان در خانه خود نیز در امان نیستند؛ زیرا ممکن است با وسایل پیشرفته تحت کنترل باشند. حتی ممکن است امواج صوتی آن ها از پشت دیوار قابل کنترل باشند.
این خود اشاره دیگری به گستردگی ابعاد مبارزه با فساد در عصر حکومت اوست و معلوم می شود که لازم نیست امام در تمام موارد قضا، نه علم غیب خود استفاده کند؛ بلکه در بسیاری از موارد داوری حضرت بر اساس علمی است که از راه های عادی آن عصر به دست آمده است.
بدون چنین سلطه اطلاعاتی بر تمام جهان، تشکیل حکومت واحد جهانی و برقراری صلح و امنیت و عدالت، به طور همه جانبه دور از دسترس نخواهد بود. در عصر حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یک سیستم نیرومند و مجهز برای انتقال تصویرها به وجود می آید که شاید تصور آن هم برای ما مشکل باشد. با کمک این فناوری جهان برای او مثل کف دست خواهد بود؛ نه موانع مرتفع و نه گودی زمین ها، هیچ کدام مانع از دیدن موجودات روی زمین نخواهد شد. معلوم است کسی که چنین امکاناتی در اختیار دارد، برای داوری خود به اقرار یا گواهی گواهان یا سوگند منکر نیاز نخواهد داشت.
حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف حکم قتل کسانی را صادر می کند که پیش از او هیچ قاضی نتوانست چنین حکمی بدهد؛ یعنی داوری ویژه ای است که تنها آن حضرت انجام می دهد و حکم حضرت بر اساس الهام و وحی الهی است.12
از جمله داوریهای آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف ، حکم به حدّ مردگانی است که در زمان زندگانی حدی بر گردنشان بوده، ولی اجر نشده است. حضرت در دوران حکومت خود برای تمام ایالت ها حاکم و قاضی نصب می کند و هنگام فرستادن قاضی دست محبت خود را به شانه و سینه او می کشد و می فرماید: هرگاه در امر قضا درمانده شدی و حکم آن برای تو روشن نبود، به کف دست خود نگاه کن؛ زیرا همه آن چه که در باره قضا نیاز داری، در آن وجود دارد؛ به همین دلیل قاضی های منصوب حضرت در هیچ واقعه ای درمانده نمی شوند و بیشتر مسایل را می دانند.
آنان بر اساس علم خود داوری می کنند، البته از گواهی گواهان سوگند منکران هم که شیوه دادرسی در اسلام است، بهره میگیرند، ولی هرجا از این طریق به نتیجه نرسیدند، به کف دست خود نگاه میکنند و مطلب روشن میشود.
حضرت درباره هر قومی طبق آیین و کتاب آن قوم حکم میکند؛ بر یهود طبق تورات، بر نصارا بر اساس انجیل، بر اهل زبور طبق زبور، و بر مسلمانان بر اساس قرآن حکم میکند. چون شیوه قضا و داوری آن امام همام بر خلاف شیوه دیگر حکّام و قضاوت جهان است، گویی که حضرت با کتاب جدید و قضاء جدید میآید.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نوادگان قاتلان حضرت سید الشهداء علیه السلام را به قتل میرساند. وقتی از امام رضا علیه السلام سؤال شد: چگونه به خاطر جرم آبا و اجداد، فرزندان را میکشند؟ حضرت در پاسخ فرمود: «آنان به اعمال پدرانشان راضی هستند و هر کسی به فعل قومی راضی باشد، از آن ها و محکوم به حکم آن هاست».13 البته این حکم نیز مخصوص آن حضرت است، و گرنه امروزه نمی شود به حرف رضایت به عمل خلاف دیگری، آن شخص را حد زد.